#به_قلم_خودم من می ترسم! از نبودنِ تو، نه از نبودن با تو. من اما رشته ای بسته بودم به پای خود و آن سویش را به در خانه ات. هر جا که می رفتم هر چقدر که دور می شدم باز هم برمی گشتم به سوی تو و راه خانه ات را گم نمی کردم. این رشته هنوز هم به پایم بسته است…
بیشتر »