صفحات: << 1 ... 518 519 520 ...521 ...522 523 524 ...525 ...526 527 528 ... 945 >>
این حق تو نیست که چنین زیبا باشی
و من
چون زائری رانده شده از یک معبد شگفت
با گناهان کبیره از دور تماشایت کنم
همه عطرهای خوب جهان با تو
هر آنچه بوی باروت و بوی خون با من
همه آبی های دست نخورده آسمان با تو
هرآنچه نفرین چرک زمین درمن
بگو به کدامین نام بخوانمت
تا این ضجه های کور مکرر را
در اعماق من اجابت کنی؟
#فرنگیس شنتیا
مرا دلـیست
گرفتـار عـشـق دلـداری
انت الحب اللی بکانی
نسانی حالی نسانی
یا منشف دمی بعروقی
اوعى تنسانی
تو آن عشقی هستی که باعث گریستن من شد
و باعث شد که من حال خود را فراموش کنم
ای کسیکه باعث خشک شدن خون در رگهایم شده ای
#مواظب باش که لحظه ای من را فراموش نکنی
کاش همه معنی راز زندگی را می دانستیم
راز زندگی درک کردن می خواهد…
زندگی چیز کوچک و بی معنی نیست که راحت بتوان از آن گذشت
زندگی از هر چیزی که فکرش را کنی گران تر و دست نیافتنی تر است..
راز زندگی تو هستی
بودن تو
سلامتی تو
و خندهای شیرین خودت
و ضربان قلبی که هر ثانیه می شنوی
و چشمانی که هر روز صبح می گشایی
راز زندگی…
زندگی دوباره هر روز توست…
زیرا آدمی یکبار به دنیا می آید و یکبار زندگی می کند
پس تا میتوانی زندگی را #زندگی_کن!
برمیخیزی و زیبایی،
ناب
چنان روزی که آغاز میشود.
شرمِ آبی در توست
که میان سنگها میدود.
تنات
حافظِ حرارت مشعل آفتاب است و
آتشبازیها.
روز چنان دروازهای
به خود میگشاید
تا تو از آن بگذری.
سایهات
از اتاقهای دربسته
از عصرهای تهی
رد میشود.
چهرهات
چنانکه پرندهای
در تمام آینهها لانه میکند.
دستهایت تا میزنند
ملافههای کتان را که شب
چین و چروکشان کرده بود.
خندهات
در خاطرهی فوارهها
در طراوت میوهها
ناز میکند.
فراسوی شبِ تاریک،
دلیل حیات
همراه قدمهای توست.
هنوز تو را با خود میبرم
زنده میان بازوانام
سَبُک چون ماه.
<< 1 ... 518 519 520 ...521 ...522 523 524 ...525 ...526 527 528 ... 945 >>