صفحات: << 1 ... 110 111 112 ...113 ...114 115 116 ...117 ...118 119 120 ... 945 >>
#چرا بعضی روزها غمگین هستیم، اما دلیلش را نمیدانیم؟ بر اساس ِیکی از افسانههای خیالانگیز، دلیلش این است: «انسانهایی هستند که میمیرند، اما کسی را ندارند که برایشان سوگواری کند؛ وظیفهٔ سوگواری برای این افراد، هر روز به صورت اتفاقی بر دوش یک نفر گذاشته میشود.» امروز نوبت شماست.
#خدایا …!
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد، نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ،
و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم ،
تا کم کم چشـــــــــم هایم ،
با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند،
و قلبـــم سبک می شود،
آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنی ،
و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم ،
و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد !
چون تو را در دل دارم…..
#برای آنان که باید،
شبیه جایی باشید،
تا در شما آرام بگیرند،
به چیزی فکر نکنند، نفس تازه کنند.
جای دنج یار باشید و رفیق خوب.
شبیه بالکنی باشید که تنها نقطه ای از خانه است که می شود در آن نشست و ماه را دید،
شبیه آن نیمکتی باشید که در انتهای پارک زیر درخت شاه توت سایه ای بزرگ دارد و سنگفرش های پارک به آنجا راهی ندارند،
شبیه یک خانه قدیمی باشید ، که نمای آجریش را پیچک سبزی پوشانده و در انتهای یک بن بست در سکوتی عجیب است انگار نه انگار که در شهر است…
.خلاصه برای بعضی ها گوشه دنجشان باشید
#ﮔـــﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ …
ﺍﺯﮐﻪ, ﻧﻤـــــﯿﺪﺍﻧﻢ ….
ﺍﺯﭼﻪ,ﻧﻤـــــــــﯿﺪﺍﻧﻢ ….. ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺩﺭﺩﯼ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺳﻨﮕـــﯿﻨﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ،ﮐــــﻪ ﻧﻤــﯿﺪﺍﻧﻢ ﺩﻟــﯿﻠــﺶ
ﮐﯿﺴﺖ, ﭼﯿﺴﺖ …
ﺑﯽ ﺣــــــﺲ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ … ﺧـــــــﺴﺘﻪ ﺍﻡ … ﺍﺯ ﺗﻤـــــﺎﻡ
ﺟﻬـــﺎﻥ …. ﺩﻟـــــــــﻢ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﻭ ﺍﻧﺪﮐﯽ آﺭﺍﻣـــــﺶ…. !!!!
#نیمی از نگرانیها و اضطرابهای ما مربوط به “نظرِ دیگران” است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم!
نظرِ دیگران، تصوری خام یا یک وَهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظرِ دیگران به نخی بند است و ما را بردهی آنان میکند؛ بردهی نظراتشان و بدتر، بردهی آنچه وانمود میکنند به نظرشان میرسد.!
درمان_شوپنهاور
<< 1 ... 110 111 112 ...113 ...114 115 116 ...117 ...118 119 120 ... 945 >>