صفحات: << 1 ... 500 501 502 ...503 ...504 505 506 ...507 ...508 509 510 ... 989 >>
#از دو چیز نترس که
به دست خداست
“روزی و مرگ”
و به یک چیز هیچ وقت
خیانت نکن
“رفاقت”
تا وقتی نگاه خدا به سوی
توست از روی گرداندن
دیگران غمگین مباش ..
#کمی پنجره به رویم بگشا
من از هجوم این همه دیوار
یخ زده ام
در سکوت سایه ها
از انتظار وعده های دیدار
از وحشت صیاد های خاموش
از فریادهای در خود شکسته
از دست دلم
که فرار باید بکنم
من مانده ام
در هیاهوی ثانیه های بی ساعت
دلتنگیم را قدم می زنم
روی ردپای تو
در هوای تو
که چه بی انتها و طولانیست .
شیطان را پرسیدند که کدام طایفه را دوست داری؟ گفت: دلالان را
گفتند : چرا؟
گفت : از بهر آن که من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم، ایشان سوگند دروغ نیز بدان افزودند!
#خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدم ها
چه شادی ها خورد بر هم
چه بازی ها شود رسوا
یکی خندد ز آبادی
یکی گرید ز بر بادی
یکی از جان کند شادی
یکی از دل کند غوغا
چه کاذب ها شود صادق
چه صادق ها شود کاذب
چه عابدها شود فاسق
چه فاسق ها شود عابد
چه زشتی ها شود رنگین
چه تلخی ها شود شیرین
چه بالاها رود پایین
عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمیدارد
عجب صبری خدا دارد
#اگر دلی را به ناله آری ز برق آهش امان نداری
بلا در افتد به هر چه داری که چوب یردان صدا ندارد
چو آه مظلوم کند کمانه سرای ظالم ظود نشانه
چو برق بگریز از این میانه که تیر آهش خطا ندارد
چو مرغ جانت ز تن رها شد همیشه زنده ست مگو کجا شد
کسی چو میرد مگو فنا شد که نقش هستی فنا ندارد
<< 1 ... 500 501 502 ...503 ...504 505 506 ...507 ...508 509 510 ... 989 >>